busymind

busymind
بایگانی

516

شنبه, ۲۸ دی ۱۴۰۴، ۱۰:۴۹ ب.ظ

مادربزرگم مرد.

البته فروردین فوت کرد ولی دوست داشتم مثل آلبرکامو بنویسم:)

داشتم پستهای قدیم رو میخوندم دیدم چقدر بهش اشاره کردم

امیدوارم بعد از مرگ چیزی نباشه و همه چی تموم بشه ولی اگه بود دوست دارم با هم باشیم

و بتونم سوالهایی که دارم ازش بپرسم 

اسطوره ای بود برای خودش. صبوووور بود بینهایت 

حس میکنم بخاطر ارتباطی که داشتیم و اونم سیمش حسابی وصل بود بعد از فوتش 

برام پادرمیونی کرده. البته هنوز معلوم نیست. شایدم اتفاقی نیفته

ولی اگر درست جلو بره احتمالا کار خودش بوده. شایدم من کسخل تر شدم نسبت به گذشته:)

۰۴/۱۰/۲۸
BusyMind

نظرات  (۱)

۲۹ دی ۰۴ ، ۰۹:۴۵ ضیاء شیخ الاسلامی

خدارحمتش کنه. روحش شاد. نقشه‌ی راه باشه برات. ایشالا اونی میشه که به صلاحته و دوست داری.

پاسخ:
ممنون ضیاء
روح رفتگان شما هم شاد باشه 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی